کریدور زنگزور، مسیر ترانزیتی جدیدی است که آسیای شرقی را از طریق قفقاز به اروپا متصل میکند که ضمن تضعیف سلطه سنتی روسیه، موقعیت آمریکا را نیز تقویت میکند. واشنگتن بتازگی توافقنامه صلحی میان آذربایجان و ارمنستان برقرار کرده که به چهار دهه درگیری پایان داده و اکنون آماده است تا توسعه این کریدور را شکل دهد. این پروژه و اجرای آن توسط شرکتهای ارمنی-آمریکایی، پس از سقوط رژیم اسد در سوریه، متحد ایران در دمشق و زوال شبهنظامیان حمایتشده توسط ایران در سراسر خاورمیانه، به عنوان ضربه دیگری به جایگاه منطقهای برای ایران تلقی میشود.
در حالی که در تهران یک اجماع نسبی درباره تهدید کریدور زنگزور برای امنیت ملی ایران وجود دارد، روایتهای متضاد، شکاف عمیقتری در جامعه ایرانی را آشکار میکند. اصولگرایان با لحن تندتر ضدغربی ای پاسخ دادهاند. علی اکبر ولایتی، مشاور ارشد رهبر انقلاب، متعهد شد که ایران به آنچه او «تلاشهای بیثباتکننده» در منطقه نامید، پاسخ خواهد داد. یدالله جوانی، معاون سیاسی سپاه پاسداران، حتی از این هم فراتر رفت و با اشاره به گسترش ناتو در اروپا، احتمال گسترش درگیری مسلحانه در قفقاز جنوبی را مطرح کرد. در همین حال، دولت پزشکیان کوشیده است لحن تند أصولگرایان را مهار کند. رئیسجمهور پزشکیان، استدلال کرد که رسانهها در این موضوع اغراق کردهاند. با این حال، موضع دیپلماتیکتر او که با سفر اخیر وی به ارمنستان نمایان شد، جناح اصلاحطلبان را نیز ناراضی کرده است.
بسیاری از اصلاحطلبان، دولت پزشکیان را بخاطر غفلت در مورد مسئله زنگزور سرزنش کردهاند. انتقاد آنها فراتر از اشتباهات سیاسی است: آنها میخواهند دولت عمل کند. فاطمه مقیمی، رییس کانون زنان بازرگان ایران، در مصاحبهای با اعتماد، از دولت خواست تا با توسعه مسیرهای جایگزین، هم از طریق شمال و هم از طریق کریدورهای دریایی جنوبی، منافع ایران را حفظ کند. یکی از این جایگزینها، گسترش بندر چاه بهار در استان سیستان و بلوچستان است. دولت با مقامات محلی در جنوب رایزنی کرده و حتی ایده انتقال پایتخت از تهران به سواحل مکران را نیزمطرح کرده است. با این حال، چنین طرحهای بزرگی، نیازمند منابعی است که ایران فاقد آنها است. اقتصادی که با تورم، کمبود سوخت، زیرساختهای فرسوده و قطعیهای مکرر آب و برق دستوپنجه نرم میکند، فضای کمی برای سرمایهگذاریهای عمده باقی میگذارد. در حال حاضر، بسیار مشکل است که ببینیم چگونه ایران میتواند جایگزین قابل اعتمادی برای کریدور زنگزور ارائه دهد.
در واقعیت، بعید است که کریدور زنگزور، بتواند اقتصاد ایران را تهدید کند. آنچه آشکار میکند، افول ژئوپلیتیکی کشور و تعمیق بیشتر شکافهای داخلی است. در حقیقت، اجماع گسترده مبنی بر اینکه این پروژه بتواند ایران را به خطر بیاندازد، خطوط شکست ایدئولوژیکی را پنهان میکند. اصولگرایان، بر تهدید وجود یک پایگاه آمریکایی در مرزهای ایران تأکید میکنند و خشم خود را به دلیل گرایش غربطلبانهاش، متوجه آذربایجان میکنند. اضافه بر این، اصلاحطلبان بیشتر نگران نفوذ روزافزون ترکیه هستند. پس از فروپاشی رژیم اسد در دسامبر گذشته، آنکارا به طور گسترده در تهران، به عنوان اصلیترین بهرهبردار از تحولات خاورمیانه دیده شده است. کریدور زنگزور، کاملاً با چشمانداز پانترکیستی ترکیه برای تداوم سرزمینی در میان کشورهای ترک تبار هماهنگ است. برای ایران، این خطر دیگری را مطرح میکند: اینکه پانترکیسم میتواند اقلیت آذری در این کشور را تشویق کند تا برای حقوق جمعی و حتی خودمختاری خود، فشار بیاورد. جامعه ارمنی ایران، این خطر را شناخته و نمایندگانش با تکرار موضع رسمی و محکوم کردن این پروژه، کوشیدهاند تا از بروز احساسات ضدارمنی جلوگیری کنند.
تهدیدهای تهاجمی أصولگرایان علیه ایالات متحده، هیچ راه حلی برای ایران ارائه نمیدهند. بیانیههای جنگطلبانه آنها که با ارجاعات مداوم در مورد قدرت نظامی ایران تقویت میشود، شاید چیزی بیش از لفاظی برای جبران شکست در جنگ ۱۲ روزه اخیر نباشد. این تهدیدهاهمچنین میتوانند تلاشی محاسبهشده برای دامن زدن به احساسات ضدآمریکایی در این زمان باشند که ایران در مذاکرات هستهای، به دنبال اهرم فشار است. با این حال، این امر ممکن است که منعکسکننده ذهنیت نظامیگرایانی باشد که بر اردوگاه اصولگرایان غالب است، جایی که سپاه پاسداران نقش تعیینکنندهای در شکلدهی سیاست ایفا میکند.
صرفنظر از وضعیت موجود، ایران با سناریوی پیچیدهتری روبرو است. کریدور زنگزور معضلات راهبردی کشور را تشدید میکند و بدین ترتیب، تنها یک گزینه واقعی باقی میگذارد و آنهم زیر سؤال بردن مبانی ایدئولوژیکی خود است. برخی صداهای اصلاحطلب، قبلاً مقایسههایی با ترکیه کردهاند و اینطور استدلال میکنند که دشمنی ریشهدار ایران با آمریکا، علت اصلی افول کشور از سال ۱۳۵۷ بوده است. علاوه بر این، دولت کنونی باید با انتقادات فزاینده اردوگاه اصلاحطلبان روبرو شود که خواستار موضع روشنی در مورد چندین مسئله است که ناگزیر به رویارویی جدی با اصولگرایان خواهد بود. از سوی دیگر، اصولگرایان نمیتوانند همزمان رئیسجمهور پزشکیان و دولتش را مورد حمله قرار دهند و از سوی دیگر، گفتمان «وحدت ملی» را برای حمایت از طرحهای نظامیگرایانهشان در آغوش بگیرند. رئیسجمهور پزشکیان به زودی باید تصمیمات مهمی بگیرد، زیرا کریدور زنگزور، تقسیمات عمیقی را که بر سر مسائل دیگر مانند مذاکرات هستهای وجود دارد، تشدید میکند.
پس چه چیزی در زنگزور در خطر است؟ برای ایران، این امر، چیزی بسیار فراتر از درآمدهای تجاری است. این کریدور نمونهای از فرسایش نفوذ منطقهای ایران است. ممکن است که سؤالات ناخوشایندی درباره روابط دولت ایران با اقلیتهایش مطرح شود و بدین ترتیب، بار دیگر ورشکستگی ایدئولوژیکی او را آشکار سازد که نمیتواند راهحلی برای مشکلات فزاینده اقتصادی و اجتماعی کشور ارائه دهد. دولتی که خود را اصلاحطلب مینامد، اما برای دفاع از اصول خودش کوتاهی میکند و این امر، تنها ناامیدی عمومی را عمیقتر میکند. کریدور زنگزور، نه تنها به یک چالش ژئوپلیتیکی تبدیل شده، بلکه آینهای است که افول راهبردی ایران و تعمیق شکافهای داخلی آن را منعکس میکند.
عکس: آرمناک مارگاریان ویکیانبار









