انزوای رو‌به‌افزایش ایران در صحنه بین‌المللی

ایران به ندرت درچنین تنگنایی قرار گرفته است. تنها در عرض چند ماه، با سلسله‌ای از ضربات دیپلماتیکی، منطقه‌ای و داخلی روبه‌رو شده است. رژیم جمهوری اسلامی ضعیف‌تر شده، ناکامی‌هایش آشکارتر گشته و بهمین دلیل هم، انزوایش عمیق‌تر گشته است.

ایران، شدیدترین ضربه را از اروپا دریافت کرد. فرانسه، آلمان و بریتانیا، تأیید کردند که «مکانیسم ماشه» را در سازمان ملل فعال خواهند کرد؛ این اقدامی است که تحریم‌های لغوشده در توافق هسته‌ای ۲۰۱۵ را بازمی‌گرداند. با فعال‌شدن آن، تحریم‌های تسلیحاتی و موشکی، به همراه ممنوعیت‌های سفر و مسدود شدن دارایی‌ها، به‌طور خودکار بازاعمال می‌شود. در مقابل، تهران وعده‌ی «پاسخی سخت» داده است. اروپایی‌ها در ماه ژوئیه به تهران مهلت داده بودند تا در صورت بازگشت به مذاکرات، احیای دسترسی بازرسان و ارائه توضیح درباره ذخایر اورانیوم غنی‌شده، از این اقدام صرف‌نظر کنند. ایران این مهلت را نپذیرفت. این کشور هنوز بیش از ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم با غنای ۶۰ درصد در اختیار دارد. این درجه از غنی سازی اورانیوم، سطحی نزدیک به درجه تسلیحاتی دارد که کارشناسان می‌گویند، هیچ کاربرد غیرنظامی معتبری ندارد و در مجموع، بیش از ۹۰۰۰ کیلوگرم، بسیار بالاتر از محدودیت‌های توافق، در اختیار خود دارد. بازرسان بایران بازگشته‌اند، اما تنها با شرایط تهران و اختیاراتشان بسیار محدود است. امید به توافق، همچنان به واشنگتن بستگی دارد، زیرا واشنگتن همان بازیگری است که تهران بیش از همه از آن بیم دارد؛ اما خامنه‌ای، مذاکرات مستقیم با آمریکا را «حل‌ناپذیر» خوانده و رد کرده است. رافائل گروسی، رئیس آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، پس از تهدیدهایی که منشأ آن به ایران نسبت داده شده، اکنون در وین و درتحت حفاظت شدیدتری زندگی می‌کند. ایران رژیمی است که حتی حضور بازرسان را بدون اعمال تهدید نمی پذیرد، بنابراین، بعید است که بتواند جهان را قانع کند که چیزی برای پنهان‌کردن ندارد.

چند روز پیش، استرالیا سفیر ایران را اخراج کرد و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را نیز، به‌عنوان یک سازمان تروریستی معرفی نموده و آن را مسئول حملات آتش‌سوزی علیه اهداف یهودی در ملبورن و سیدنی دانست. دولت استرالیا اعلام کرد که «اطلاعات موثقی» در اختیار دارد که نشان می‌دهد تهران به تبهکاران محلی پول پرداخته است. کانبرا، پیشاپیش دیپلمات‌های خود را از تهران خارج کرده بود. ایران وعده «اقدام متقابل» را داده است. ایرانیان مقیم استرالیا، در عین حال که از این سرکوبی استقبال می‌کنند، نگران خانواده‌هایشان در داخل کشورند. بسیاری از ایرانیان که از آزار بستگانشان توسط سپاه خبر داده‌اند، اکنون منتظر بدتر شدن اوضاع و نیز دریافت اخبار بدتری هستند.

مشکلات ایران به همسایگانش نیز کشیده شده است. در هشتم اوت، ارمنستان و آذربایجان، توافق صلحی در واشنگتن امضا کردند که در طی آن به آمریکا، در قبال امضای یک اجاره‌نامه ۹۹ ساله برای در اختیار داشتن کریدوری در جنوب ارمنستان، اجازه اجرا اعطا می‌کند. «مسیر ترامپ برای صلح و شکوفایی بین‌المللی»، مسیری است که بدون ‌نیاز به ایران، آذربایجان را به برونگان نخجوان و از آنجا به ترکیه متصل می‌کند. در طی دهه‌ها، تهران خود را به‌عنوان یک گذرگاه، میان روسیه، قفقاز و اروپا معرفی می‌کرد (TRIPP). ولی اکنون و با درنظر گرفتن سیاستهای فعلی، ایران به یک تماشاگر تبدیل شده است. علی‌اکبر ولایتی، مشاور رهبر معظم، تهدید کرد که این کریدور، «گورستانی» برای مزدوران آمریکا خواهد شد. این تهدید وی، اگر که ایران توان بازداشتن را داشت، شاید باورپذیرتر می‌بود.

حتی دوستی‌های ایران نیز متزلزل است. روسیه، که مدت‌ها به‌عنوان «شریک راهبردی» ایران معرفی می‌شد، اکنون زیر سوءظن است. محمد صدر، عضو منصوب شورای تشخیص مصلحت نظام از سوی آیت‌الله خامنه‌ای، مسکو را متهم کرد که اطلاعات پدافندی ایران را در جنگ ۱۲ روزه ژوئن، به اسرائیل منتقل کرده است؛ جنگی که سایت‌های هسته‌ای و نظامی ایران را ویران کرد. او اتحاد با روسیه را «پوچ و توخالی» خواند. قوه قضائیه فوراً او را به «اظهارات خلاف واقع» متهم کرد. اما آسیب دیگروارد شده بود.

یک چهره درون رژیم، چیزی را بر زبان آورد که بسیاری از مردم در تهران، در خفا بازگوی آنند. مسکو خوشحال است که از ایران پهپاد میخرد، اما در تحویل جنگنده بایران تعلل می‌کند، سامانه دفاعی به ترکیه می‌فروشد و با اسرائیل هم دو دوزه بازی می‌کند. این دوستی در بهترین حالت، صرفاً یک معامله‌محوری به نظر می‌رسد. این درست همانند روابط ایران با چین است که چین اندکی پوشش دیپلماتیک به ایران می‌دهد و نفتش را در بازار خاکستری می‌خرد، اما حمایتش از ایران، محتاطانه و بسیار کمتر از بیمه‌نامه‌ای است که تهران می‌طلبد.

نیروهای نیابتی رژیم جمهوری اسلامی ایران نیز در حال فرسایش‌اند. در لبنان، طرحی با حمایت آمریکا، برای خلع سلاح حزب‌الله که زمانی مهم‌ترین پایگاه ایران در منطقه بشمار میرفت، با حمایت کابینه لبنان و نیروهای حافظ صلح بین‌المللی پیش می‌رود و این در هنگامی است که این گروه در جنگ سال گذشته با اسرائیل، آسیب دید. رهبر جدید حزب الله لبنان، نعیم قاسم، وعده داده که زرادخانه اش را حفظ خواهد کرد، اما جنبش وی دیگر ضعیف‌تر شده، پایگاه اجتماعی‌اش ناراضی و خطوط تدارکاتی‌اش تحت فشار کامل است. حاکمان جدید سوریه، دیگر متحد تهران نیستند. آنها مداخله نیروهای نظامی ایرانی را ممنوع کرده‌اند، کریدورهایی را که زمانی پول و سلاح منتقل می‌کردند بسته‌اند و حتی با طوایف وابسته به حزب‌الله در مرز نیز درگیر شده‌اند. پل زمینی امنی که در مدیترانه وجود داشت، اکنون به باری سنگین برای ایران تبدیل شده است. سفر اخیر علی لاریجانی به بیروت که برای نمایش قدرت بود، خواسته‌های دولت لبنان را برای محدود کردن دخالت ایران، بیش از پیش تشدید کرد. در عراق، شبه‌نظامیان شیعه‌ای که روزگاری در مورد همبستگی با تهران فریاد می‌زدند، اکنون سرگرم قلمروهای اقتصادی و بحران برق‌اند خود هستند و اکنون، بیشتر دنبال قراردادند تا مقابله با هر قدرت دیگری. «محور مقاومت» اکنون فقط برروی کاغذ وجود دارد و در عمل، در حال گسستن است. ایران هنوز می‌تواند در خاورمیانه مشکل بیافریند، اما چنگالش بسیار سست‌تر شده است.

در داخل، اقتدار جمهوری اسلامی در حال زوال است. خامنه‌ای در سن ۸۶ سالگی، از صحنه محو می‌شود. خطبه‌هایی که زمانی طولانی بود، اکنون به حضوری کوتاه کاهش یافته است. موضوع جانشینی دیگر پچ‌پچ نیست، بلکه علناً در مورد آن بحث می‌شود. سپاه پاسداران، نیمه‌گارد سلطنتی، نیمه‌نیروی نظامی، نیمه‌امپراتوری تجاری، در کمین است. رئیس‌جمهور، مسعود پزشکیان، اکنون ناتوان به‌نظر می‌رسد؛ رؤسای‌جمهور پیشین و مخالفان دیگر، فرصتی برای فعالیت خود می‌بینند. ریال سقوط می‌کند، قطع برق بینهایت تکرار شده و طولانی‌تر می‌شود، اعدام‌ها افزایش می‌یابد. ناسیونالیسم دَمیده می‌شود تا خستگی از حکومت دینی پنهان گردد. برنامه‌های تلویزیونی واقع‌نما، از سانسور می‌گریزند؛ روسری‌ها در خیابان‌های تهران سست شده و کم کم از سرها باز می‌شوند.

تصویر، کشوری را نشان می‌دهد که از هر طرف در تنگناست. این مشوری است که تحریم‌شده از سوی غرب، کنارگذاشته‌شده در قفقاز، بی‌اعتنایی‌شده توسط متحد ظاهری‌اش و در تردید کامل نسبت به رهبری و خود رهبر. وسوسه آن است که چنین انزوایی، فقط روش حاکمان ایران را سخت‌تر می‌کند. اما تاریخ نشان می‌دهد که رژیم‌هایی که در خارج، دوستان خود را از دست می‌دهند و در داخل انسجامشان می‌پاشد، سرانجام فرو می‌ریزند. سپاه پاسداران شاید از تقابل تغذیه کند، اما مردم عادی ایران از آن بسیار خسته‌اند. بازارها پیشاپیش واکنش نشان داده‌اند. ریال، که نزدیک به ۹۶۰ هزار در برابر دلار معامله می‌شود، با چشم‌انداز بازگشت تحریم‌ها بیشتر سقوط کرده است؛ بازرگانان برای ارز سخت کمیاب هجوم می‌برند. استیصال اقتصادی عمیق‌تر می‌شود، در حالی که بحران برق و آب به سوی یک فاجعه پیش می‌رود. مردم تحصیل‌کرده ایران و با داشتن خاطرات روزهای بهتر گذشته، می‌دانند چه چیزی را از دست داده اند. رهبران کشور ممکن است ادعا کنند که انزوا، جمهوری اسلامی را حفظ می‌کند؛ اما با گذشت زمان، ممکن است دقیقاً برعکس، فروپاشی آن را شتاب بخشد.

Photograph: Khamenei.ir, Wikimedia Commons

اشتراک‌گذاری:

مطالب بیشتر

حذف صفر از پول ملی کاهش قیمت نیست: درباره حذف صفرها از ریال ایران

تهران چهار صفر از ریال حذف خواهد کرد. آنچه مصرف‌کنندگان متوجه خواهند شد، چرا تورم علی‌رغم اسکناس‌های جدید ادامه دارد، و آیا این اقدام می‌تواند قیمت‌ها را در اقتصادی با کمبود دلار تثبیت کند. راهنمای مختصری برای مکانیسم‌ها و پیامدها.

لحظه حقیقت ایران: زمانی که انقلاب اجتناب‌ناپذیر می‌شود

ایران در آستانه انقلاب است: رهبران اصلاح‌طلب فراخوان همه‌پرسی درباره آینده کشور می‌دهند، در حالی که حمایت از رژیم به تنها ۱۲ درصد فروپاشیده است. شهروندانی که با فقر، بحران برق و آب، و سرکوب آزادی‌ها روبرو هستند، دیگر به وعده‌های انقلاب اسلامی باور ندارند. سوال این نیست که آیا انقلابی رخ خواهد داد، بلکه این است که کی—و رژیم باید انتخاب کند: تغییر کند یا محو شود. 

حذف صفر از پول ملی کاهش قیمت نیست: درباره حذف صفرها از ریال ایران

تهران چهار صفر از ریال حذف خواهد کرد. آنچه مصرف‌کنندگان متوجه خواهند شد، چرا تورم علی‌رغم اسکناس‌های جدید ادامه دارد، و آیا این اقدام می‌تواند قیمت‌ها را در اقتصادی با کمبود دلار تثبیت کند. راهنمای مختصری برای مکانیسم‌ها و پیامدها.

Read More »

لحظه حقیقت ایران: زمانی که انقلاب اجتناب‌ناپذیر می‌شود

ایران در آستانه انقلاب است: رهبران اصلاح‌طلب فراخوان همه‌پرسی درباره آینده کشور می‌دهند، در حالی که حمایت از رژیم به تنها ۱۲ درصد فروپاشیده است. شهروندانی که با فقر، بحران برق و آب، و سرکوب آزادی‌ها روبرو هستند، دیگر به وعده‌های انقلاب اسلامی باور ندارند. سوال این نیست که آیا انقلابی رخ خواهد داد، بلکه این است که کی—و رژیم باید انتخاب کند: تغییر کند یا محو شود. 

Read More »